الهه ی زیگورات
بدون شرح
اين روزا درد ادما فقط غم بي كسيه زندگيشون حاصلي از حسرت و دلواپسيه اين روزا فصل غربت عشق و بيداي مجنونه بغضاي كال باغچه ها منتظر يه بارونه اين روزا دوستاي خوبم همديگرو گم ميكنن دلاي پاك و ساده رو فداي مردم ميكنن مردم ما به همديگه فقط زود عادت ميكنن حقا كه بي وفايي رو خوبم رعايت ميكنن درسته كه اينجا همه پاييزارو دوست ندارن پاييز كه از راه برسه پا روي برگاش ميذارن اما شايد تو زندگي يه بغض خيس و كال دارن چند تا غم ويه حسرت و ارزوي محال دارن اگه بهم كمك كنيم زندگي ديدني ميشه بر سر پيمان ميمونن دوستاي خوب تا هميشه اما نه... فكر كه ميكنم اين كار يه كار ساده نيست انگار براي گل شدن هنوز هوا اماده نيست... حيدرزاده سپیده امیر عسگری نگرانی هرگز از غصه ی فردا چیزی نمی کاهد بلکه فقط شادی امروز را از بین می برد ... شما زندگی نمی کنید تا آن را به پایان برسانید ...بلکه منظور این است که بدانید چرا زندگی می کنید... شکست یا می شکند یا شکسته می شود بستگی به شما دارد... هر آنچه که به ضمیر خود فرمان دهید همان را انجام می دهد هرگز یاس و بدبختی وغم واندوه را به دل راه ندهید ... ما بعضی از درس های زندگی خود را در آرامش می آموزیم وبرخی دیگر را در طوفان... قطاری که از ریل خارج شده ممکن است آزاد باشد اما راه به جایی نخواهد برد.... آینده را در گذشته طرح ریزی نکن ... عشق گوهری است گرانبها اگر با عفت همراه باشد ... آغاز هر کار مهم ترین قسمت آن است ... چرا نظرنمیدین چراباید به چیزی که دوست نداریم تظاهر کنیم تا بعدش محبور بشیم حسرت خیلی چیزها رو بخوریم بهتر نیست خودمون باشیم ! تو این شبهای خط خطی ستاره های پاپتی گم شدن ونیست توی راه فانوسک رفاقتی به هرکی می خوای دل بدی دل میکنه به راحتی دنیا چه آلوده شده به سم بی صداقتی پاهای عشق وعاشقی تاول زده بگی نگی انگار تموم زندگی گرفته بوی کهنگی باید با دنیا کاری کرد بیشتر از اینها نشه بد به پای عشق وعاشقی مرحم دلداگی زد باید دوباره تازه شد توی هوای رابطه باید دوباره خط کشید روی هرچی رسم غلطه گفتم نرو پرپر ميشم سلام دوستای گلم به خاطر شروع شدن مدرسه ها از امروز یه خورده دیر به دیر سرمیزنم امیدوارم از این آپم خوشتون بیاد ونظراتون وبگید خري آمد به سوي مادر خويش برو امشب برايم خواستگاري اگر تو بچه ات را دوست داري خر مادر بگفتا اي پسر جان تو را من دوست دارم بهتر از جان ز بين اين همه خرهاي خوشگل يكي را كن نشان چون نيست مشكل خرك از شادماني جفتكي زد كمي عر عر نمود و پشتكي زد بگفت مادر به قربان نگاهت به قربان دو چشمان سياهت خر همسايه را عاشق شدم من به زيبايي نباشد مثل او زن بگفت مادر برو پالان به تن كن برو اكنون بزرگان را خبر كن به آداب و رسومات زمانه شدن داخل به رسم عاقلانه دو تا پالان خريدند پاي عقدش يه افسار طلا و پول نقدش خريداري نمودند يك طويله همانطوري كه رسم است در قبيله خر عاقد كتاب خود گشاييد وصال عقد ايشان را نماييد دوشيزه خر خانم آيا رضايي؟ به عقد اين خر خوش تيپ در آيي؟ يكي از حاضرين گفتا به خنده عروس خانم به گل چيدن برفته براي بار سوم خر بپرسيد كه خر خانم سرش يكباره جنبيد خران عرعر كنان شادي نمودند به يونجه كام خود شيرين نمودند به اميد خوشي و شادماني براي اين دو خر در زندگاني ستاره آی ستاره چشام اشکی نداره آخه گوش کن ستاره آی ستاره خدایا اونو با عشقو محبت اشنا کن آخه گوش کن ستاره آی ستاره دل عاشق خریداری نداره اگه عشقی نباشه دلی رسوا نمیشه بهار وقتی که از پنجره سرک می کشد می کشم یه جنگل سبز روسرش ابر خیالی میسازم خونه توابرا ازترانه های بارون میزنم یه سا غمگین میریزم اشک فراوون میکشم عکس یه ماهی توسراب یک بیابون میزنم پرسه توکوچه توی رویای خیابون می سازم یه آشیونه رودرخت سبز بودن می گیرم دوتا پرنده ازهوای پرگشودن می خوابم توخواب خورشید سایه شو ازش می گیرم می برم ابرو توفکرش من توی چشاش می بارم می کشم تو غربت خاک پیکر مرد ساهپوش گه به زاری وتاثر وگهی ساکت وخاموش.... من همیشه میگم پسرا خیلی اعتماد نفسشون بالاست. میگی نه! نگاه کن: شنبه از همون لحظه ای که وارد دانشگاه شدم متوجه نگاه سنگینش شدم. هر جا می رفتم اونو می دیدم. یک بار که از جلوی هم در اومدیم نزدیک بود به هم بخوریم،صداشو نازک کرد و گفت "ببخشید " ، من که می دونم منظورش چی بود !! تازه ساعت 9:30 که داشتم بورد رو می خوندم اومد پشت سرم و شروع به خوندن بورد کرد. آره می دونم منظورش چی بود !!! اون می خواد زن من بشه!! بچه ها می گفتن اسمش مریمه. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون،تصمیم گرفتم باهاش ازدواج کنم. یک شنبه امروز ساعت 9 به دانشگاه رفتم.موقع رفتن توی سرویس یه خانمی پشت سرم نشسته بود و با رفیقش می گفتن و می خندیدن. تازه به من گفت: "ببخشید آقا می شه شیشه پنجرتونو ببندین " من که می دونستم منظورش چی بود !! اسمش رو می دونستم اسمش نرگسه. مثله روز معلوم بود که با این خندیدن می خواد دل منو نرم کنه که بگیرمش،راستش منم از اون بدم نمی آد. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون،تصمیم گرفتم با نرگس هم ازدواج کنم. دو شنبه امروز به محض این که وارد دانشگاه شدم رفتم سر کلاس. بعد از کلاس یکی از همکلاسیام جزوه منو ازم خواست. من که میدونم منظورش چی بود!! حتما مینا هم علاقه داره با من ازدواج کنه . راستش منم از اون بدم نمی آد. راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم با مینا هم ازدواج کنم. سه شنبه امروز اصلا روز خوبی نبود،نه از مریم خبری بود نه از نرگس نه از مینا. فقط یکی از من پرسید "ببخشید آقا امور دانشجویی کجاست؟ " من که می دونم منظورش چیه!! ولی تصمیم نگرفتم باهاش ازدواج کنم چون کیفش آبی رنگ بود ،حتما استقلالیه !! وقتی جریان رو به دوستم گفتم ،به من گفت: "ای بابا بدبخت منظوری نداشته " ولی من می دونم،رفیقم به ارتباطات بالای من به دخترا حسودیش می شه ! حالا به کوری چشم اونم شده هر جور شده با این یکی هم ازدواج می کنم !!! چهار شنبه امروز وقتی داشتم وارد سلف می شدم یک مرتبه متوجه شدم که از دانشگاه آزاد ساوه به دانشگاه ما اردو اومدن. یکی از دخترای اردو از من پرسید "ببخشید آقا دانشکده پرستاری کجاست؟ " من که می دونستم منظورش چیه!!! اما توی کار درستی خودم موندم که چه طور این دختر ساوجی هم منو شناخته و به من علاقه پیدا کرده ،حیف که اسمش رو نفهمیدم. از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون تصمیم گرفتم هر طور شده پیداش کنم و باهاش ازدواج کنم،طفلکی گناه داره از عشق من پیر بشه !! پنج شنبه یکی از دوستای هم دانشکده ایم بنام احمد منو به تریا دعوت کرد . من که می دونستم از این نوشابه خریدن منظورش چیه!! می خواد من بی خیال مینا بشم،راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون ،عمرا اگه قبول کنم. جمعه امروز صبح در خواب شیرینی بودم و داشتم خواب عروسی بزرگ خودم رو می دیدم ،عجب شکوه و عظمتی بود. داشتم انگشتم رو توی کاسه عسل فرو می کردم که... مادرم از خواب بیدارم کرد و گفت برم چند تا نون بگیرم. وقتی توی صف نونوایی بودم دختر خانمی از من پرسید "ببخشید آقا صف دو تایی ها کدومه؟ " من که می دونستم منظورش چی بود ،ما عمرا باهاش ازدواج کنم . از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون ،من از دختری که نونوایی بیاد خیلی خوشم نمی آد. شنبه امروز صبح زود از خواب بیدار شدم ،صبحونه مو خوردم،اومدم راه بیفتم که مادرم گفت:نمی خواد دانشگاه بری ،امروز جواب نوار مغزیت آماده ست،برو از بیمارستان بگیرش!! راستش از خدا پنهون نیست از شما چه پنهون مردم می گن:من مشکل روانی دارم!!! اما من که می دونم منظورشون چیه !!!! تو سرگذشت من نبود جز غم دل شکستگی عمری گذشت و از تنم هنوز نرفته خستگی از دست روز و روزگار خسته و دلگیر شدم تا چشم به هم گذاشتم دیدم عجب پیر شدم تو گیر و دار عاشقی وقتی که سر خورده شدم منم با برگای خزون ریختم و پژمرده شدم خوشبختی با پرنده ها پر زد و رفت تو آسمون اونقده دور شد که از اون نه نامی موند و نه نشون تو سرگذشت من نبود جز غم و دل شکستگی عمری گذشت و از تنم هنوز نرفته خستگی تو کش و قوص روزگار از این دیار به اون دیار به هرکجا که پام میرفت از اونجا رفته بود پاهات از بازیای زندگی غبار غم به روم نشست هر وقت دیدم امیدی نیست دلم گرفت قلبم شکست تو لحظه های انتظار دلهره بیداد میکرد گوش فلک نمی شنید دل هرچه فریاد میکرد تو سرگذشت من نبود جز غم دل شکستگی وزی كه رفتی می پنداشتم عشق همه اش شیرینی است! اما آن روز چشمانت به من آموخت كه با آخرین نگاه است كه اولین رنج آغاز می شود. زندگی دفتری از حادثه هاست چند برگ را تو ورق می زنی و ما بقی را قسمت میدونی سخترین لحظه ی زندگی چیه ؟ وقتی که ببینی برای کسی که دوسش داشتی فقط یک تجربه بودی . عشق یعنی کوچک کردن دنیا به اندازه یه نفر و بزرگ کردن یه نفر به اندازه یه دنیا . چه کسي مي داند که تو در پيله تنهايي خود تنهايي؟؟ چه کسي مي داند که تو در حسرت يک روزنه در فردايي؟؟ پيله ات را بگشا... که به اندازه پروانه شدن زيبايي گوهر خویش را مکن تقدیم هر ناقابلی صبر کن پیدا شود گوهر شناس قابلی ز مرگم هیچ نمی ترسم اگر دنیا سرم ریزد، از این ترسم که بعد از من گلم را دیگری بوسد امروز را براي بيان عشق به عزيزانت غنيمت بشمار ، شايد فردا احساسي باشد، اما ... عزيزي نباشد 
بر کویر تشنه چون باران شوی
دوست دارم تا شب و روزم شوی
نغمه ی این ساز پر سوزم شوی
دوست دارم خانه ای سازم ز نور
نام تو بر سردرش زیبا ز دور
دوست دارم چهره ات خندان کنم
گریه های خویش را پنهان کنم
دوست دارم بال پروازم شوی
لحظه ی پایان و آغازم شوی
دوست دارم ناله ی دل سر دهم
یا به روی شانه هایت سر نهم
دوست دارم لحظه را ویران کنم
غم ، میان سینه ام زندان کنم
دوست دارم تا ابد یادت کنم
با صدایی خسته فریادت کنم
دوست دارم با تو باشم هر زمان
گر تو باشی،من نبارم بی امان
![]()
![]()

گفتي ميخوام رها باشم
گفتم آخه عاشق شدم
گفتي ميخوام تنها باشم
گفتم دلم گفتي بسوز
گفتم يه عمري باز هنوز
گفتم پس عمرم چي ميشه
گفتي هدر شد شب و روز
واي دلم
گفتم آخه داغون ميشم
گفتي به من خوش ميگذره
گفتم بيا چشمام به تو
گفتي آخه كي ميخره
گفتم منو جنس ميديدي
گفتي آره بي قيمتي
گفتم يه روز كسي بودم
با من نكن بي حرمتي
گفتم صدام ميميره باز
گفتي به درد بسوز، بساز
گفتم حالا كه پير شدم
گفتي كه از تو سير شدم
گفتم تمنــــا ميكنم
گفتي ميخوام خوردت كنم
گفتم بيا بشكن تنو
گفتي فراموش كن منو
گفتم تمنا ميكنم
گفتي ميخوام خوردت كنم
گفتم بيا بشكن تنو
گفتي فراموش كن منو
بگفت مادر چرا رنجم دهي بيش
دیگه پیداش نمیشه نمیادش دوباره
دیگم دوستم نداره من و تنها میذاره
دل عاشق خریداری نداره
به درد این دل دیونه من مبتلا کن
بیا بشنو گل مهرو وفا رو توی سینه ش
من و از دست دلتنگی و تنهایی رها کن
دل پاک مثل شیشه دیگه پیدا نمیش
دیگه دنیا ، ستاره برام دنیا نمیشه
آخه گوش کن ستاره آی ستاره
دل عاشق خریداری نداره

بی آن که بخواهی یاد بنفشه و یاس و اقاقی دارد
کاش زودتر رسد آن روز ؛ که شمیم بهار را
از پیراهن یوسف سفر کرده بشنویم
در انتظار نوروزگار ؛ نوروز مبارک
می کشم عکس ستاره
توی آسمون خالی
عشق يعنی زندگی تا زير صفر
عشق يعنی پر کشيدن تا عروج
عشق يعنی طی راه بی فروغ
عشق يعنی ناله گيتار من
عشق يعنی درد بی درمان من
عشق سودای دل بيمار ماست
عشق مرگ لحظه ديدار ماست
عشق فرياد انا الحق گفتن است
عاشقی بايد که آنرا درک کرد
اين زبان از گويش عشق عاجز است
| Design By : Night Skin |


